جایگاه روشنفکری در جنبش رهایی بخش کردستان جنبش رهایی بخش ملت کورد قدمتی به درازای تاریخ دارد. این جنبش
فرازها و نشیبهای را در مسیر تکامل خود تجربه کرده و در هر دوره زمانی با
چالشها و مشکلاتی عدیدهای دست به گریبان بوده و در تقلای رهایی از این معضلات،
خود را تا به امروز رسانیده است. امروزه وجود این مشکلات و چالشهای پیش رو نه
بر کسی پوشیده و نه کسی در صدد کتمان آن است. این مشکلات را میتوان در دو
دسته مشکلات و چالشهای بیرونی و درونی جنبش مطالعه کرد؛ مشکلات بیرونی را
میتوانیم به مجموعه عوامل انسدادی بیرون از جنبش که غالبا خارج از اراده جنبش
برای تغیر فوری در آن است نسبت دهیم؛ به عبارت دیگر مشکلات بیرونی ، مشکلات علیتی
,سببی و کلانی هستند که معلولشان قد علم کردن و سر بر آوردن مجموعه بازیگرانی در
عرصه سیاست است که خود را ملزم به حل مشکلات مذبور میدانند و در این مسیر خود
با مشکلات درونی مواجه میشوند . در زیر مجموعه مشکلات بیرونی و در رآس آنها
میتوان به جغرافیای سیاسی ((Geo-Politic کوردستان، تبانی کشورها
با یکدیگر بر سر موضوع کورد، عدم تبانی جامعه جهانی با خواستهای ملت کورد و
بسیاری از عوامل دیگر اشاره کرد. مشکلات درونی را به آن دسته از مشکلات نسبت
میدهیم که غالبا نسبت به کلان –چالشها و از نقطه نظر تئوری و عملی قابل تغیر
فوری به وسیله جنبش است؛ و از مهمترین آنها میتوان به عدم کارایی تاکتیکها،
ایدیولوژیها و متودهای بکار گرفته شده یا استفاده از ادبیات ناسیونالیستی مطابق
با برونداد روشنفکران این حیطه در دورههای زمانی، در مبارزات سیاسی- اجتماعی
اشاره کرد. پرداختن به عوامل یاد شده درونی و بیرونی دخیل در موضوع مشکلات جنبش
خود مبحث جداگانهای است که فارغ از بحث این مقاله و از منظر نگارنده توضیح
واضحات است و درواقع هدف از بیان و مطرح کردن این چالشها در مرحله اول تعین موضع
و جایگاه روشنفکری کورد در جنبش رهایی ملت کورد، و در مرحله دوم بیان اینکه
موضوع عدم نقش مستمر روشنفکران ناسیونالیست در جنبش ناسیونالیستی کورد نتوانسته
است همانند یک معضل حاد و ریشهای خود را در میان طیف درونی معضلات جنبش جا دهد؛
و بلاخره اینکه این گفتمان گاها عامدانه از دید نقادان پنهان مانده است. در
بحث جنبش رهایی کورد و جایگاه روشنفکری در آن، ما لاجرم از پرداختن به جنبش
ناسیونالیستی و احزاب ناسیونالیستی کورد به مثابه بازوی این جنبىش هستیم. جنبش
ناسیونالیستی چهار چوب وسیعی از جریانات همه جانبه سیاسی و فرهنگی است که احزاب
ناسیونالیستی از عمدهترین آنها محسوب میشوند. جهت تمرکز کردن به اصل موضوع و
نشان دادن جایگاه روشنفکری در جنبش رهایی کورد، در بخش جنبش ناسیونالیستی کورد که
خود نیز از ابعاد وسیع و گستره فراوانی برخوردار است به دو مقوله مهم ادبیات
ناسیونالیستی ( (literary nationalismو احزاب ناسیونالیست کورد میپردازیم. انتخاب این دو مقوله از میان
مفاهیم متعدد در بحث جنبشهای رهایی، حد اقل در این مقاله، به رابطه تنگاه تنگ
آنها با یکدیگر و سنگینی یکی بر دیگری در برهههای زمانی خاص و گاها فاصله آنها
از یکدیگر در جنبش رهایی ملت کورد بر میگردد. به تعبیری، مقاومت تاریخی و اولیه
کوردها در قالب یک جریان سیاسی را میتوان در مانیفست وگفتمان فکری و ذهنی متفکران
کورد در ادبیات ناسیونالیستی کلاسیک همچون شعر، حماسه و روایات تاریخی مانند مم و
زین، شرفنامه و آثار حاج قادر کویی و پیرمرد غیره و غیره جستجو کرد. آثاری که
بعدها به وسیله جریانات سیاسی از حالت ذهنی و ادبی به حالت ابژکتیڤ و سیاسی در
آمدند. بطوری که اکادمیستها، شاعران و منتقدان ادبی معاصر کورد ضمن پیوند ادبیات
تاریخی ناسیونالیسم کورد به اساس و ریشه هویت کوردی، آن را از مهمترین ارکان و
منبع مهم برای الهامات ناسیونالیستی قلمداد میکنند. بیان نقش و رل روشنفکران کورد
در بنیاد نهادن هویت کوردی امری غیر قابل انکار است. روشنفکران به عنوان بانی،
مولد، عامل، و پلی ارتباطی بین مفاهیم ادبیات ناسیونالیستی و احزاب سیاسی در واقع
میتوانند در بهترین وضعیت ترسیم کننده تئوری کار سیاسی باشند . حال با این توصیف
میتوان تا حدودی به اهمیت کار روشنفکران ناسیونالیسم پی برد و اما روشنفکر کیست؟
باور عمومی در مورد روشنفکر همان تعریفی است که غالبا به کسی اطلاق میشود که در
زمان و مکان خاص نسبت به دیگران از آگاهی منحصر به فردی برخوردارباشد و از نگاه
دیگران واقف به امور مرتبط با خود است. ادوارد سعید متفکر، فیلسوف و جامعه شناس
سر شناس فلسطینی-امریکایی در کتاب معروف خود 'اورینتالیسم' وجهه تمایز روشنفکر
با دیگران را در میزان تاثیری میداند که افکار منحصر به فرد، شخص بر جامعه
دارد. او روشنفکر را ،بر خلاف اذعان عمومی، لزوما فرد مطلع یا آگاه نمیداند، و
روشنفکر را نه با تفکرش بلکه با نتیجه تفکرش بر زندگی دیگران میسنجد. با این
توصیف نقش روشنفکران کورد در ترسیم کار احزاب ناسیونالیسم سنتی تا به امروز قابل
لمس و درک است و کمتر احزاب ناسیونالیست کورد یافت میشود که از سرچشمه ادبیات
ناسیونالیستی در جهت اهداف خود بهره نبرده باشند. امروزه صرف نظر از مکمل بودن
ادبیات ناسیونالیستی و احزاب ناسیونالیستی، این دو کانسپت را میتوان از نگاهای
متفات بررسی کرد : نگاه اول بر این نکته تاکید دارد که ادبیات ناسیونالیستی
متقدم بر احزاب ناسیونالیستی است؛ و این جریانات ناسیونالیستی است که از ادبیات
ناسیونالیستی استفاده کردهاند ؛ نگاه بعدی اصرار بر متاخر بودن ادبیات
ناسیونالیستی دارد و معتقد است که جریانات سیاسی در جهت پیشبرد اهداف سیاسی خود
اقدام به خلق ادبیات ناسیونالیستی کرده ا ند و بلاخره دیدی که معتقد است که
این کانسپتها به موزات همدیگر و باهم متولد و رشد کرده و در مسیر تکامل خود از
هم بهره برده و به یکی از مهمترین ارکان سیاسی که همان دولت-ملت است بدل گشتهاند.
صرف نظر از تنوع دیدگاهها، میتوان اذعان داشت که مجموع این نظریهها به دو قطب
یا دو خطوط فکری اذلیستها و مدرنیته بر میگردد که در تقابل تنگاه تنگ با هم
قرار دارند. قطب اولی که معتقد بر اذلی بودن ملت است، ادبیات ناسیونالیستی را
مقدم بر احزاب ناسیونالیستی، که پدیده دوران مدرنیته است، به شمار میآورند، با
این استدلال که چون ملت اذلی است، ادبیات ناسیونالیستی که ریشه در ادب، هنر و
فرهنگ کهن دارد میتواند خالق اندیشه ناسیونالیستی و بلاخره احزاب ناسیونالیستی
در دوران مدرنیته باشد. دومی که بر مدرنیته بودن ملت معتقد هستند این دو کانسپت
را زاده عصر مدرنیته بشمار میآورند. پیوند ادبیات ناسیونالیستی با احزاب
ناسیونالیست کورد را میتوان در وهله اول با دید اولیها و و در وهله دوم از منظڕ
متاخرها وارسی کرد. چنین پیوندی را همچنین میتوان با نگاهی به تاریخ آغازین
دولت-ملت در خاورمیانه که با اضمحلال امپراتوری عثمانی در سال 1921 همزمان است؛
مورد تحقیق قرار داد. این دوره در واقع آغاز ترادیسی بخشی از جنبش رهایی در قالب
یک حزب سیاسی است که خود را در جنبش سیاسی عبیدولله نهری متبلور میکند و با
اینکه این جنبش سیاسی کاراکتری ملی-مذهبی دارد ولی از ادبیات آحمد خانی جهت توجیه
مبارزاتش با اصول عقلانی بهرمند میشود. ادبیات ناسیونالیستی مندرج در شاهکار ادبی
احمد خانی (مم و زین) در سال 1692 تقریبا 250 سال پیش از بنیاد دولت-ملت دلالت بر
این واقعیت دارد که ادبیات ناسیونالیستی کورد به لحاظ هویتی، کوردها را از دیگر
ملتهای ترک و فارس عرب مجزا ساخته است. اثر ادبی خانی در ورای رومانتیک بودنش از
هویتی سخن میگوید که مردمانی را هم از جنبه فرهنگی و هم به لحظ جغرافیایی
متمایز میکند؛ هویتی که به ابزاری برای تحقق مبارزات سیاسی کورد بدل گشته است.
بی سبب نیست که خیلی از نویسندگانی همچون مارتین ڤن برونسن، جواده و عباس ولی،
احمد خانی را پدر ناسیونالیسم کورد مینامند. هرچند مم و زین به ابعاد هویتی اشاره
دارد؛ شرف نامه در اوج مباهات به میرنشینان کورد و سرزمینشان توجه دارد. اگر
قلمرو و ملک و سرزمین را از مهمترین ارکان در موضوع و مبحث ناسیونالیستی به حساب
بیاوریم شرف نامه (1599-1597) اثر شرف خان بدلیسی را میتوانیم از زمره ادبیات
تاریخی ناسیونالیستی به حساب بیاوریم که آن هم مربوط به دوران پیشا - دولت-ملت
در خاورمیانه بوده است. روند تاثیرگذاری ادبیات ناسیونالیستی کلاسیک به مثابه
ارزش کار روشنفکری در باب ناسیونالیسم کورد تا به امروز جریانی یکنواخت داشته
است که خود دلالت برعدم دریافت پیام ادبیات ناسیونالیستی مدرن مندرج در آثار
روشنفکران ملی معاصر توسط احزاب ناسیونالیستی کورد است و این بدان معناست که
احزاب ناسیونالیستی در مسیر خود نتوانسته است با ادبیات ناسیونالیستی نوین خود
را مسلح کند. اگر احزاب کلاسیک ناسیونالیستی توانستند از آثار ادبی و تاریخی دوران
پسا-دولت-ملت مقولههای فرهنگی را جلوه سیاسی ببخشند امروزه احزاب ناسیونالیستی
از همان ابزارهای استفاده میکنند که میتوان گفت با ادبیات ناسیونالیستی
روشنفکران کورد معاصر نه اینکه در تضاد بلکه تفاوت فراوان دارد. و اگر ادبیات
ناسیونالیستی روشنفکرانی همچون آحمد خانی و شرف خان بدلیسی و پیر میرد برای احزاب
کلاسیک خمیر مایه مبارزات رهایی بخش بوده است، امروزه احزاب ناسیونالیستی غوطه
ور در آن ادبیات هستند و اثری از جای پای روشنفکران کورد با برونداد نوینشان نیست.
حال اگر محصول روشنفکران ناسیونالیست کلاسیک در شعر و ادبیات نهفته است میتوان
پرسید که کدامین معیارها میتوانند مرز بین روشنفکر کلاسیک و مدرن را تعین کنند و
وجهه تمایز ادبیات ناسیونالیستی بین آن دو در چیست؟ اینها و سوالاتی از این دست
میتواند سر منشاء موضوعی برای مصالحه بین احزاب ناسیونالیست کورد و روشنفکران
مدرن کورد باشد که مدتی است در انزوای همدیگر بسر میبرند.شمال میرزا5 June 2012 mirzas@tcd.ie،